پسر شجاع: واکاوی یک نوستالژی
همیشه انسان در بازنگری ابعاد خردسالی خود با سؤالاتی مواجه می شود که به تبع در پی پاسخ بدانها برمی آید. بازیهای عوالم کودکی، صحبتها و کردار این دوران و حتی نخستین روز مدرسه از جمله این ابعاد هستند. ولی بی شک کارتونها گستره ای غیر قابل انکار از تجارب کودکی می باشند. پر مسلم است که تلویزیون نقشی مهم در زندگی ابناء بشر و بطور اخص کودکان ایفا می کند، به ویژه در دنیای امروز که مشکلات اقتصادی و اجتماعی انسانها را به سمت سیاست تک فرزندی سوق داده. این "تک فرزند" که قبل از ورود به محیط آموزشی عملاً چندان هم بازی ای برای خود نمی یابد، گریزی از صرف بیشتر اوقات خویش در برابر جعبه ی جادویی ندارد. بر این منوال، او کارتونهای مختلف را – که بعضاً در قالب سریال یا فیلم داستانی ارائه می شوند- ملجأیی برای رهایی از بی حوصلگی های اطرافیان می انگارد. چنین برنامه ها تأثراتی چنان عمیق برجامی گذارند که فرد پس از گذر سالها آنها را کماکان در لابلای خاطراتش می گنجاند و از هر فرصتی برای بازگو کردنشان، چه برای خود و چه برای سایرین، بهره می جوید. اما در این میان یک نکته را نباید فراموش کرد: کارتونهای کودکانه بر اساس خردی خردسالانه تدوین شده اند؛ خردی که بسیاری از ناممکن ها را ممکن می پندارد. همین امور هنگامیکه در بزرگسالی مرور می شوند تبدیل به مسایلی بی پاسخ می گردند؛ سؤالاتی که گهگاه فلسفه ی غرب و شرق را نیز به چالش می کشند. از آن دسته پرسش ها می توان به این اشاره کرد که نام واقعی پدر پسر شجاع قبل از سنت حسنه ی ازدواج چه بوده؟ یا حقیقتاً عمو جان (John) در کارتون فوتبالیستها که بود؟ آیا او عموی ناتنی سوباسا بود یا اینکه فاسقی فوتبالیست که به نوامیس یک خانواده ی ژاپنی دست یازیده بود؟ یا اینکه بالاخره لیوبی توانست از قانون سه برادری استفاده کند و خود از سربازی معاف کند؟ (چون شانگ فی و کوانگ یو سابق بر این مفتخر به خدمت زیر پرچم شده بودند.) یا دکتر کانگ مینگ در همان مجموعه در آن سالها چگونه و در چه رشته ای موفق به اخذ درجه ی دکترا شده بود؟ اینها و هزاران سؤال بی پاسخ دیگر ذهن مخاطب سابق را که اکنون سنی از او گذشته پیوسته آزار می دهد. در این مجال سعی می گردد تا در حد وسع به گره گشایی از مسایل یکی از این کارتونها پرداخته شود.
نگاهی اجمالی به عنوان مقاله ی حاضر ممکن است خواننده را برآن دارد که این بررسی نیز تقریری بر نام اصلی پدر پسر شجاع می باشد. اما باید گفت که مسأله ی مذبور تنها یک جنبه ی بحث را تشکیل می دهد، چرا که درون مایه ی این نقد هویت گشایی از پسر شجاع و اطرافیانش می باشد. همگان می پندارند که "شجاع" صفتی است که اسم ماقبل خود، یعنی پسر، را وصف می کند. انجام رشادتهایی که از دایره ی جرأت یک پسر نوجوان خارج است، خود دلیلی بر این مدعاست. لیکن عامه یک گزاره را اغلب نادیده می گیرند: اینکه شجاع در دستور زبان بسیاری از ملل علاوه بر صفت می تواند در نقش صفت جانشین اسم ظاهر گردد و در واقع جایگاهی همانند اسم در زنجیره ی گفتار و نوشتار داشته باشد. این دیدگاه نقدی ساختارشکنانه از کارتون مذکور به دست می دهد؛ بدین معنا که پسری که تا به حال دلیر نامیده می شده، اکنون علاوه بر جسارت ذاتی، فرزند شخصی به نام شجاع است. ریشه ی این شیوه نامگذاری را می توان در اعراب جست که در میانشان نامهایی چون ابن عربی و ابن هیثم دیده می شود. حال دغدغه ی اصلی در وهله ی اول یافتن فردی است با نام شجاع. باید گفت که تحقیقات در حوزه ی علوم انسانی نشان داده که فقط یک فرد با این نام یافت می شود و آن کسی نیست جز سید شجاع الدین قرشی، استاد بلامنازع گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه علامه طباطبایی. اینکه هر چهار جزء نام کامل ایشان در فرهنگ لغات عربی به چشم می خورد، مؤید خواندن پسر خویش تحت عبارت اضافی "پسر شجاع" است، که در حقیقت نظامی عربی در نامگذاری می باشد. حال با پی بردن به این سرمنشأ به بازخوانش متن کارتون می پردازیم.
یکی دیگر از شخصیتهای کارتون پسر شجاع خانم کوچولو است. این پرسوناژ ضلعی از مثلث به ظاهر دوستی پسر شجاع-خرس مهربون-خانم کوچولو را تشکیل می دهد. این سه شخصیت در اکثر فریمها با هم در ارتباطی ناگسستنی دیده می شوند، بطوریکه می توان از رهگذر خرس مهربون و به ویژه خانم کوچولو به شخصیت پردازی پسر شجاع رسید. حال باید دید که آیا این تنگاتنگی می تواند از حد یک دوستی ساده و افلاطونی، و بعضاً غیر افلاطونی، پا فراتر نهد. پاسخ به این سؤال در گرو تحلیلی از نام خانم کوچولو (مشابه با تحلیل پیش گفته از نام پسر شجاع) می باشد. باید توجه داشت که در آداب و سنن قوم پارس همواره واژه شناسی خاصی از برای مردی که تجدید فراش می کرده، مورد استفاره قرار گرفته است. به عنوان مثال، از چنین شخصی با القاب و عباراتی از جمله دو یا چند زنه، کسی که زیر سرش بلند شده و اخیراً دوشلواره یاد می شده. اما مقاله ی حاضر بیشتر تلاش می کند تا صفات زنان را در حوزه ی این معناشناسی بکاود. همان طور که گفته می شود، آخرین همسر یک مرد دو یا چند زنه، "خانم کوچک،" "خانم کوچیک" یا ترکیبی از کلمه ی خانم و هر صفتی که به مثابه ی کوچکی باشد، نامیده می شد. این نامگذاری را می توان در سریال پس از باران به وضوح دید؛ آنجا که همسر دوم ارباب توسط اطرافیان "خانم کوچیک جان" خطاب می شد. کارتون پسر شجاع هم که در فرهنگی ایرانی دوبله شده، از این دسته تأثرات مستثنی نیست. پس می توان ادعا کرد که خانم کوچولو زن دوم و یا آخر فردی بوده. وای این فرد کیست؟ با کمی مداقه در شخصیتها می توان پاسخی مناسب برای این پرسش یافت. پیشتر آورده شد که خانم کوچولو بسیار با پسر شجاع حشر و نشر دارد و یک دم از مصاحبت او غافل نمی شود. شایان ذکر است که این نزدیکی زمانی دو چندان می شود که به شباهتهای ظاهری این دو نظری مضاعف بیفکنیم: هر دو در هیئتی زرد رنگ نمایان می شوند و هر دو دندانهایی پیش آمده دارند. از شواهد برمی آید که از طرفی خانم کوچولو در واقع مادر پسر شجاع است و از طرف دیگر همسر دوم یا آخر شجاع الدین می باشد. ممکن است گفته شود که سن این کاراکتر برای وضع حمل اصلاً مساعد نیست و در نتیجه تحلیل فوق فاقد هر گونه صحت و سقم است. در پاسخ باید خاطر نشان ساخت که مساعد یا نامساعد زایمان انجام شده و اثرات مخرب آن را می توان در چشم های بی رمق خانم کوچولو و پیکر بی توان او آشکارا دید. این که چگونه و در چه زمان شجاع الدین با خانم کوچولو پیوند خورده، همه و همه در زمره ی ملاحظات فرامتنی هستند و در نتیجه خارج از حوزه ی فعالیت یک منتقد ادبی می باشد.
یکی از جنبه های قابل توجه در شجاع الدین آلزایمر است که از تبعات کهولت سن می باشد. همین فراموشی به احتمال فراوان منجر به از یاد بردن خانم کوچولو، رها کردن او در جنگل و در نهایت طلاق غیابی او شده. خانم کوچولو که تاب جدایی را در آن سالیان نوجوانی نداشته، به عقد یکی از نزدیکان شجاع الدین درآمده؛ کسی که در کارتون، پدر پسر شجاع نام دارد. این گونه اطلاق کاملاً مطابق با قواعد نامگذاری پارسیان است که ناپدری، همیشه با عنوان پدر پسر ارشد نام برده شده است. یک نکته را نباید از یاد برد و آن ناآگاهی خود پسر شجاع از تعاملات فوق است، زیرا به فراخور بلوغ فکری اش هنوز توانایی مقابله با شوک را ندارد.
از گفته های پیشین چنین برمی آید که پسر شجاع به خانم کوچولو نه به دیده ی یک مادر، که به دیده ی یک نیمه- زید می نگرد. لکن عرفاً و شرعاً باید تدابیری اندیشیده شود تا پسر شجاع بر خلاف اودیپ شهریار از حدی در رابطه به محارم فراتر نرود. بدین منظور دو نیرو بکار گرفته شده که برآیندی بازدارنده در برابر پسر شجاع دارند. نخستین نیرو خود شخصیت پدر پسر شجاع است که با اوهاماتی از قبیل دعوت به رشادت سعی در جلوگیری از به اصطلاح پسرش از بذل بیشینه ی توجه به خانم کوچولو، یعنی همسرش، دارد. اما همان طور که دیده می شود، پدر پسر شجاع مدام پیپ می کشد و به جز بندیلک (suspenders) هیچ کمربندی برای شلوارش یافت نمی شود. تجمع چربی و مصرف روزافزون تنباکو خطر سکته ی قلبی و سرانجام حذف نیروی اول را افزایش می دهد. ایجاست که اهمیت نیرویی ثانوی در جهت جبران غیاب نیروی نخست بیش از پیش به چشم می آید. نیروی دوم کسی نیست جز خرس مهربون که به ظاهر یار غار پسر شجاع است. در این برهه نیز واکاوی نامها بار دیگر به یاری ما می آید. پنداشته می شود که "مهربون" هم چون "شجاع" صفت مشخصه ی پرسوناژ خرس است. ولی باید دقت داشت که برخی اقدامات خرس مهربون در این مجموعه در تعارض کامل با شفقت یاد شده است. بنابراین می توان ادعا داشت که مهربون صرفاً یک نام خانوادگی می باشد. از همین سلاله می توان به فرشته ی مهربون اشاره کرد که نقشی محوری در کارتون پینوکیو بر عهده داشت. شکا نگارس هجاهای اول این دو نام، یعنی /خرس/ و /فر/، و هم وزنی آنها حاکی از برادر و خواهر بودن خرس و فرشته می باشد. حال ممکن است پرسیده شود که چرا به جای خرس از فرشته جهت انجام این مهم (بازداری پسر شجاع) استفاده نشده. اولاً باید دقت شود که فرشته خود در جبهه ای دیگر مشغول به فعالیت است و آن ارشاد پینوکیو می باشد، پس عملاً مجالی برای هدایت پسر شجاع نمی یابد. دیگر اینکه بهره جستن از اناث در خصوص ارتفاع مشکلات عناصر ذکور تجربه ای ناموفق و تا حدی خطرناک به نظر می رسد. طویل شدن متمادی اعضای پینوکیو در هنگامه ی چوبی بودن و به خصوص در هنگامه ی انسان گشتن فرشته را به ستوه آورده بود و خطر تعرض، دمادم او را تهدید می کرد. بنابر این متولیان امر برآن شدند تا از فردی مذکر از همین خاندان جهت بازداری پسر شجاع استفاده کنند تا هم وظیفه ی خود را به نحو احسن انجام دهد و هم با ترسیم مثلثی عشقی از علاقه ی تام و یک سویه ی پسر شجاع به خانم کوچولو بیشتر فروبکاهد.
همان طور که دیدیم اسامی، بخشی مهم از نقد متون را تشکیل می دهند و اهمیتشان چنان است که گاه عدم توجه بدانها سمت و سوی معنایابی را بکل تغییر می دهند. بر این اساس، در مقاله ی حاضر سعی شد تا با رمزگشایی از القاب و عناوین شخصیتهای مجموعه ی پسر شجاع، حقایق از پس پرده ی نامهایی واهی بازسازی شوند.
والیم۱۰